تبليغاتX
حرفهای عاشقانه




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





من ماندم و یاد تو

بر لبم فریاد نام تو

من ماندم یه کوله بار اندوه بی تو بودن

لحظه های تلخ تنها بودن

مانده ام با یه عالمه پشیمانی

گریه های بی صدای پنهانی

تمنای دلم یک لحظه با تو بودن بود

آرزوی محال یکی شدنمون بود

نفرین به زمونه که من و تو رو از هم جدا کرد

نفرین به جدایی ببین با ما چه ها کرد

من به محبت تو چون گلی تشنه بودم

در آرزوی عشقث به دنبال سرابی در کویر بودم

تو رفتی و منو با خاطراتم تنها گذاشتی

ندونستی چطور رو قلبم پا گذاشتی

برو باشه منم خدایی دارم

واسه تنهاییام یه همصدایی دارم

بزار برو ای بی وفا به سلامت

اما اینم بدون دل من بدجور به تو کرده بود عادت

منم  می رم تو تنهاییام خدارو صدا کنم

سکوت  این دل شکسته رو  بی صدا فریاد کنم

 


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 13:53 | |







ای زندگی من خسته ام ... تا کی سکــــوت تا کی اســــیـــر

این مـــرگ من... این دســـت من ... دســـتــم بگــیر، دســــتم بگـــیر

در سینـــه ام ای آرزو ... محض خدا دیگر بمــــیر

ای لحــظه ها من از شما ســــر خورده ام .... ترکم کنید

ای روز و شـــب .... من آدمی دل مرده ام... ترکم کنید

من تا گلو در حـــســـرتــم ... ترکم کنید ... افسرده ام

از وحشت فــــردای خود ... آزرده ام .... تـــرکم کنید

ای اشــــک گـــرم آروم بریز ... بر گونۀ بیمــار من

لـــذت ببـــر .. ای غــــم تــــو هـــم . از این همه آزارمـــن

در لحظۀ بیــــداد غـــم .... که می شود غمـــخوار مــن؟

ای لحظۀ پایان من ... امروز و فردا مکن

این درد بزرگ بودنم را .... ای زمان حاشا نکن

 

 

دلم گرفتــــه دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم
شکنجــه میشم از خودم نمیتونم شــکوه کنم
انگاری کوه غــصه ها رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده خنده به ما نیومده
دلم گرفتـــه آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگاره بــی کسی
یه عــمره که در به درم
حتی صدای نـــفسم میگه که توی قــفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شــب بسم
دلم گرفته آسمون یکم منو حوصلــــه کن
نگوه که از این روزگار یه خورده کمتر گله کـــن
منو به بازی میگیرن عقربه های ساعت
بـــرگه ی تقویم میکنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظـــه تو نـــــفس نزن نچرخ تا
آروم بگیـــــره یه آدمــــه شکسته تر

 

 

بيا امشب به من محرم شواي اشک
بیا امشب توهم باغم شوای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز
بیا قلب مراهمدم شو ای اشک

من آن گلبوته خشک کویری
بيا برروی من شبنم شوای اشک

رها کن ميل ماندن دردو چشمم
توجاری بررخ زردم شواي اشک

بيا ارام من در بيقراری
تسلی بخش من هردم شواي اشک

بیا بغض سکوت سینه بشکن
به چشم خشک من شبنم شوای اشک

دلم مجروح درد غربت تو
به روی زخم دل مرهم شواي اشک

دلم ازدردهجران نالدامشب
بیا درمان بر دردم شو ای اشک


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 13:31 | |







کسي نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشه نشینان توخاموشتر از من
هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من
می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
اما که در این میکده غم نوشتر از من
افتاده
جهانی همه مدهوش تو لیکن
افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من
بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش
اما شب من هم نه سیه پوشتر از من
گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار کجا گوشتر از من
بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
خونم بفشان کیست سیاوشتر از من
با لعل تو گفتم که علاجم لب نوشی است
بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل؟
دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من


رفتم ، مرا ببخش و نگو او وفا نداشت
راهی به جز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود
**
رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تو را
بر اشکهای دیده ز لب شستشو دهم
رفتم که ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
**
رفتم ، مگو مگو که چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما
از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یک باره راز ما
**
رفتم که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم
در لابه لای دامن شب رنگ زندگی
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی
**
من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت وجدان گریختم
**
ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله ی آتش ز من مگیر
می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس خسته و اسیر
**
روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت به تلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 12:54 | |







 

ز کویت رفتم و الماس طاقت بر شکر بستم

برو با یار خود بنشین که من بار سفر بستم

ز بعد رفتم جانا هزار افسوس خواهی خورد

فلانی یار خوبی بود و من قدرش ندانستم

 عزيزم نميدوني چقدر دلم ميخواد زير اين بارون باهام خيس بشيم و من دوباره همون ترانه باران مي بارد امشب را فرياد بزنم

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم،

مهم تو بودی عشق من، نه قصه شکستنم،

به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم…

 

عاشقانه

 


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 11:42 | |







دیروز برام روز خیلی سخت و طاقت فرسایی بود    ( ۲۵/۲/۸۸) روزی که صدات و نشنوم دلگیر و غمگینم پس دیگه هیچوقت صداتو ازم نگیر

دلم می خواست فقط واسه یه لحظه صداتو بشنوم و دوباره بهت بگم

 

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com

 

عاشقانه

 چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ

  وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن

 اي کاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشکيباست

 


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 11:50 | |







وقتی تو خواب نازم خوشبخترین آدم زمینم

 چون توبا منی

و من از رویاهام برات گل می چینم نازنینم

بعدش میبینمت می آیی از راه دور

 با یه اسب سفید و یه دنیا نور

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.com

منم این دسته گل و از رویاهام برات چیدم

تقدیم به تو که هم گلی و هم مهربونی

 

اینم شعرهایی که تو واسم خوندی و من هم همون لحظه اینجا نوشتم

به کاروانیان بگویید که عشق حرف آخر است کسی سفر کند که او فقط بر این باور است مقصد ما دورترین نقطه بی نهایت است عشق که سرلوحه شود راه سفر سلامت است   

  1. خودت میدونی ! میدونم دلیل رفتنت چی بود
  2. اما میتونستی نری چرا میگی قسمت نبود؟
  3. اگه می گی قسمت نبود چرا تو موندی ؟
  4. خدا چرا ما رو بهم رسوندی؟
  5. اگه می دونستی یه روزی می ری ؟
  6. چرا روزهارو به اینجا کشوندی؟

[+] نوشته شده توسط نعيمه در 13:13 | |







حرفهای دل

تقدیم به تو که همیشه با منی

گفتي از ياد تو مي رم   نه عزيزم مگه مي شه

  به جای چشمام قلبم اما پيش تو ست تا هميشه 

  فاصله بين من و تو تا كجا دنباله داره ...

  قسمت اين بود كه جدا بمونيم از هم تا هميشه

رايكا كارت پستال

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه

برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم

به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته

شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن


[+] نوشته شده توسط نعيمه در 12:55 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com